“به شانه ام زده ایکه تنهایی ام را تکانده باشیبه چه دلخوش کرده ای؟تکاندن برف از شانه های آدم برفی؟”

گروس عبدالملکیان

Explore This Quote Further

Quote by گروس عبدالملکیان: “به شانه ام زده ایکه تنهایی ام را تکانده باشیبه چ… - Image 1

Similar quotes

“به شانه ام زدي كه تنهايي ام را تكانده باشي به چه دل خوش كرده اي ؟ تكاندن برف از شانه هاي آدم برفي ؟”


“دو سال است که می دانمبی قراری چیستدرد چیستمهربانی چیستدو سال است که می دانمآواز چیستراز چیستچشم های تو شناسنامه مرا عوض کردندامروز من دو ساله می شوم”


“دختران شهر به روستا فکر می کنند دختران روستا در آرزوی شهر می میرند مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمی رسد”


“مگر چند بار به دنیا می آییمکه این همه می میریم ؟!”


“گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم !فضای اتاق برای پرواز کافی نبود”


“آدم بدون عشق نمي تواند زندگاني كند. اين را من مي دانم، اين را نه از كسي شنيده ام و نه در جايي ديده ام تا به يادم مانده باشد. اين را از وجود خودم، با وجود خودم، از عمري كه تباه كرده ام فهميده ام. نه ! آدم بدون عشق نمي تواند زندگاني كند”