“اگر عشق عشق باشد، زمان حرف احمقانه ای است”

فروغ فرّخ‌زاد / Foroogh Farrokhzad

Explore This Quote Further

Quote by فروغ فرّخ‌زاد / Foroogh Farrokhzad: “اگر عشق عشق باشد، زمان حرف احمقانه ای است” - Image 1

Similar quotes

“حلقهدخترک خنده کنان گفت که چیستراز این حلقه ی زرراز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته ست به برراز این حلقه که در چهره ی او این همه تابش و رخشندگی استمرد حیران شد و گفت:(حلقه ی خوشبختی است ،حلقه ی زندگی است)همه گفتند :مبارک باشددخترک گفت دریغا که مراباز در معنی آن شک باشدسالها رفت و شبیزنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی زردید در نقش فروزنده ی اوروز هایی که به امید وفای شوهربه هدر رفته ،هدرزن پریشان شد و نالید که وایوای،این حلقه که در چهره ی اوباز هم تابش و رخشندگی است حلقه ی بردگی و بندگی است”


“همه می ترسند همه می ترسند اما من و تو به چراغ و اب و آینه پیوستیم و نترسیدیم”


“I know a sad little mermaidDwelling in the oceanSoftly, gently blowingHer heart into a wooden fluteA sad little mermaidWho dies with a kiss at dawn.”


“آه اگر راهی به دریاییم بوداز فرورفتن ، چه پرواییم بود؟!”


“از من رمیده ای و من ساده دل هنوزبی مهری و جفای تو باور نمی کنمدل را چنان به مهر تو بستم که بعد از ایندیگر هوای دلبر دیگر نمی کنمرفتی و با تو رفت مرا شادی و امیددیگر چگونه عشق تورا آرزو کنمدیگر چگونه مستی یک بوسه تورادراین سکوت تلخ و سیه جستجو کنمیاد آر آن زن ، آن زن دیوانه را که خفتیک شب بروی سینه تو مست عشق و نازلرزید بر لبان عطش کرده اش هوسخندید در نگاه گریزنده اش نیازلب های تشنه اش به لبت داغ بوسه زدافسانه های شوق تو را گفت با نگاهپیچید همچو شاخه پیچک به پیکرتآن بازوان سوخته در باغ زرد ماههر قصه ایی که ز عشق خواندیبه گوش او در دل سپرد و هیچ ز خاطره نبرده استدردا دگر چه مانده از آن شب ، شب شگفتآن شاخه خشک گشته و آن باغ مرده استبا آنکه رفته ای و مرا برده ای ز یادمی خواهمت هنوز و به جان دوست دارمتای مرد ای فریب مجسم بیا که بازبر سینه پر آتش خود می فشارمت”


“خطاست اگر بیندیشیم عشق حاصل مصاحبتی درازمدت و با هم بودنی مجدانه است. عشق ثمره خویشاوندی روحی است . اگر این خویشاوندی در لحظه ای تحقق نیابد ، در طول سالیان و حتی قرن ها نیز تحقق نخواهد یافت”