Hakim Abul-Majd Majdūd ibn Ādam Sanā'ī Ghaznavi, Born: 1080 (Persian: حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی, Arabic: سنائي الغزنوي) was a Persian poet who lived in Ghazni between the 11th century and the 12th century in Persia (The Ghaznavid Empire) . He died between 1131 and 1141.
ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی یا حکیم سنایی (۴۷۳-۵۴۵ قمری)، در شهر غزنه بهدنیا آمد. وی از بزرگترین صوفیان و شاعران قصیدهگو و مثنویسرای زبان پارسی است، که در سدهٔ ششم هجری میزیستهاست. برخی معتقدند که سنایی شاعری است که برای نخستین بار عرفان را به صورت جدی وارد شعر فارسی کرد ولی صوفیان پیش از او نیز در اشعار خود مضامین عرفانی را بیان کردهاند که میتوان به شاهنامه فردوسی اشاره کرد. تصوف سنایی با آنکه از سخنان قلندران و اهل ملامت نیز مایه میگیرد، چیزی معتدل است
سنایی طی عمر خود سه حالت شخصیتی مختلف پیدا کردهاست. نخست مداح و هجاگوی بوده، پس از آن وعظ و نقد اجتماعی روی آورده و دست آخر عاشق و قلندر و عارف شدهاست. سنایی تا آخر عمر گرفتار این سه حالت بودهاست
“There is great joy in darkness.Deepen it.”
“He introduced himself to us out of kindness: how else could we have known him? Reason took us as far as the door; but it was his presence that let us in.”
“If knowledge does not liberate the self from the self, then ignorance is better than such knowledge.”
“When the path ignites a soul,there's no remaining in place.The foot touches ground,but not for long.”
“No tongue can tell Your secretfor the measure of the word obscures Your nature.But the gift of the earis that it hearswhat the tongue cannot tell.”
“This too shall pass.”